نگاهی به نظریه بیگ بنگ ( انفجار بزرگ ) – قسمت اول

691
1
اشتراک گذاری :

اگر مطلب سال نوری را مطالعه کرده باشید می دانید که وقتی صحبت از مشاهده ی ستاره ای با فاصله ی 10 سال نوری از زمین است ، یعنی 10 سال پیش سیاره یا ستاره ای در عمقی از فضاء بنا به هر دلیلی از خود نوری ساتع کرده که هم اکنون بعد از این همه سال به سطح زمین رسیده است.

درواقع این موضوع پیش درآمدی بود تا با قضیه ی انفجار بزرگ یا بیگ بنگ ( Big Bang ) همینطور چگونگی پی بردن به این رویداد آشنا شویم. دانشمندان علم نجوم به این موضوع پی برده اند که هرچه به اعماق کهکشان توسط تلسکوپ های مخصوص بیشتر نگاه می اندازیم شاهده تصاویری از ستارگان و حالات اولیه ی ( قدیمی تر ) فضاء خواهیم بود زیرا بر طبق سال نوری هرچه فاصله ی سیاره از زمین بیشتر باشد یعنی نور ساتع شده از آن که هم اکنون برای ما در تسلکوپ های بزرگ قابل مشاهده است خیلی پیش تر ایجاد شده و این نشان از آن دارد که تصویر سیاره مربوطه در تلسکوپ همان تصویری است که سال ها پیش در فضاء اتفاق افتاده.

تئوری بیگ بنگ هم از همین دست آورد نشأت گرفته است. دانشمندان بیشتر و بیشتر وارد اعماق فضاء شده و با تلسکوپ های فوق حساس خود به تصاویر اولیه ی ستارگان دست پیدا کرده اند. هرچه تصاویر دورتری را مشاهده کردند گویا به گذشته سفر کرده و این چنین بود که نظریه ی انفجار بزرگ را بر اساس برخی فرضیات مطرح نمودند.

کهکشان

طبق اسناد ویکی پدیا ، ادوین هابل، اخترشناس آمریکایی مشاهده نمود که میان فاصله ما تا کهکشان‌های دوردست و میزان انتقال به سرخ آنها رابطه محکمی وجود دارد. لازم به ذکر است پدیده انتقال به سرخ یا “Redshift” هنگامی رخ می‌دهد که منبع تولید نور در حال دور شدن از بیننده باشد. این مشاهده اینگونه تفسیر شد که تمام کهکشان‌ها در حال دور شدن از ما هستند و سرعت دورشدن آنها با فاصله‌شان از ما متناسب است: بدون توجه به جهتشان، هر چه دورتر باشند، سرعت دور شدنشان نیز بیشتر است. اما اگر اصل کوپرنیکی(زمین در مرکز گیتی نیست) را بپذیریم، تنها توضیح ممکن این است که تمام نواحی قابل مشاهده فضا در حال دور شدن از تمام نواحی دیگر هستند. پس امروزه می‌دانیم که فاصله میان کهکشان‌ها همواره در حال افزایش بوده‌است، و این یعنی در گذشته آنها به هم نزدیک‌تر بوده‌اند. پس اگر به دورترین نقطه ی کهکشان بنگریم باید سر آغاز این مجموعه را مشاهده کنیم ، اما همانطور که گفته شد طبق پدیده انتقال به سرخ تمام سیارات در حال دور شدن از یکدیگر هستند و لحظه به لحظه سرعت این امر بیشتر هم می شود ، در نتیجه نور ساتع شده از انفجارهای اولیه می بایست هر ثانیه ای که می گذر مسافت بیشتری را طی کند و این در عمل تقریباً غیر ممکن است چون هرچه نور مسافت بیستری را به عنوان موج طی می کند طول موج آن بیشتر خواهد شد در نتیجه تنها تشعشعات این انفجار بصورت فرکانس های الکترومغناطیسی توسط برخی تلسکوپ های رادیویی قابل شناسایی است اما همین اسناد مدرک کافی برای قبول تئوری انفجار بزرگ را در اختیار ما خواهد گذاشت.

براساس تئوری انفجار بزرگ یا همان بیگ بنگ ، جهان در ابتدا همانند یک گوی کوچک فشرده شده از یکسری عناصر اولیه بود که بعد یک انفجار بسیار بزرگ حاصل از تراکم بسیار بالای ذرات در حجمی بسیار کوچک پدید آمد. بعد از انفجار ذرات پراکنده و در فضاء نشر پیدا کردند که حاصل آن ابرهایی از عناصر اولیه و حتی پیدایش عناصری جدید از درهم آمیختگی ذرات بوده. ابرهایی از عناصر اولیه توسط نیروهای گرانش یکدیگر را جذب کرده و ساختارهای جدیدی همچون ستارگان را پدید آوردند و به اینگونه جهان شناخته شده ی بشر فعالیت خود را آغاز کرد.

طبق بررسی ها بیشتر عناصر اولیه را هیدروژن ، هلیوم و لیتیم تشکیل می دادند و جالب است بدانید که طبق نظریه های دانشمندان زمان زیاد سپری شد تا اتم های خنثی پدیدار شوند. ابرهای اتمی با هم تلفیق شده و عناصر جدیدی را شکل دادند یا بعد از فروپاشی ستاره های ابتدایی عناصر جدید تشکیل شد.

این بود توضیحی مختصر و ابتدایی از انفجار بزرگ پس با گاما دنیای آنیده همراه باشید تا در قسمت بعدی به جزئیات بیشتری از نظریه بیگ بنگ همانند قانون هابل ، انبساط گیتی و … بپردازیم.

 

منابع: ویکیپدیا ، دانشنامه رشد

اشتراک گذاری :

1 دیدگاه

پاسخ دهید